راهنمای برج گنبد کاووس
محمد حسن صنعتی
1404ش.
بسم الله الرحمن الرحیم
در قسمت شمالی ایران دشت وسیع حاصلخیزی قرار دارد . این ناحیه مرزی از شمال به رود اترک که مرز بین ایران و جمهوری ترکمنستان است ، از قسمت مغرب به گرگان و دریای خزر و مشرق آن به بجنورد و جنوب آن نیز به سلسله کوه های البرز محدود می گردد . این شهر به علت قرار داشتن در ناحیه معتدله شمالی از نظر آب و هوا معتدل بوده ، فصل باران آن پاییز و زمستان و بهار می باشد .
گنبد قابوس و به طور کلی دشت گرگان چون فاصله زیادی از دریا نداشته و ضمناً کوه های بلندی نیز در پیش ندارد کاملا از رطوبت دریای خزر استفاده نموده و دریای خزر نیز در آب و هوای آن مؤثر است . د رنتیجه این شهر و این ناحیه معمولا دارای آب و هوای شرجی و به قولی رطوبتی است . از نظر اقتصادی یکی از نواحی غله خیز ایران به شمار می رود ، چه سرتاسر این نواحی را زراعت گندم و جو و پنبه فرا گرفته ؛ گر چه در سالهای اخیر الگوی کشت تا حدودی تغییر کرده و دانه های روغنی یا سویا نیز در الگوی کشت منطقه قرار گرفته است . اما به هر روی ، از تمام نقاط مردم ایران به این شهر رو آورده و مشغول زراعت یا مشاغل دیگر می باشند .
در دشت گرگان ، در تپه ها و نقاط کوهستانی و حتی دشت آن نشانه هایی پرارزش از تمدنی کهن مربوط به دوره های پیش از اسلام و دوران اسلامی یافت می شود که گذشته از جستجوهای باستان شناسی سفرنامه ها و کتابهای متعددی که توسط محققین ایرانی و خارجی نوشته شده است روشنگر اوضاع زندگی و روابط اجتماعی مردم و فرمانروایی پادشاهان و امیرانی که بر این سرزمین حکومت کرده اند می باشد . دشت گرگان به سبب آنکه بر سر راه غارتگران و جنگجویان آسیایی که از مشرق به مغرب هجوم می آوردند قرار داشته ، متحمل سختی ها و ویرانی های فراوان شده است .
میل گنبد قابوس در زمان سلطنت قابوس بن وشمگیر ساخته شده است .
امیر شمس المعالی قابوس بن وشمگیر ؛ یکی از شخصیتهای برجسته و بنام تاریخ ایران به شمار می آید .
سلطنت قابوس را به سه دوره باید تقسیم کرد :
دوره اول ، پنج سال طول کشید و او با اقتدار تمام حکومت نمود . در اواخر این دوره فخرالدوله یکی از سه فرزند رکن الدوله بر اثر حمله دو برادرش مؤیدالدوله و عضدالدوله که چشم طمع بر املاک او داشتند تاب مقاومت نیاورده و به قابوس پناهنده شد و قابوس نیز به رسم مهمان نوازی حتی در برابر تهدید عضدالدوله حاضر نشد مهمانش را به آنها بسپارد و آنها نیز این موضوع را بهانه قرار داده بر او تاختند و قابوس و فخرالدوله به خراسان رفتند . حکومت خراسان در این زمان با حسام الدوله تاش بود که از طرف امیر نوح سامانی مأمور استقرار مجدد قابوس و فخرالدوله بر سرزمین خودشان شد. حسام الدوله ، فایق خاصه را همراه قابوس و فخرالدوله روانه جنگ کرد ولی بر اثر خیانت و رشوه گیری فایق، لشگریان فایق و قابوس نتوانستند در مقابل لشگریان مؤیدالدوله مقاومت کنند . ناچار قابوس خود را به نیشابور رسانید .
دوره دوم ، هیجده سال طول کشید . در این دوره قابوس و مهمان گرامی اش در خراسان و نیشابور به حالت تبعید به سر می بردند . بدیع ترین آثار قابوس بن وشمگیر در این دوره از زندگی قابوس به وجود آمد . سرگردانی و دوری از ملک پدری روحیه قابوس را متزلزل نکرد . او به فکر چاره و مترصد آن بود که اتفاقی رخ دهد. تصادفاً عضدالدوله دار فانی را بدرود گفت و مؤیدالدوله به دستور وزیر دانشمندش فخرالدوله را از خراسان به نزد خود دعوت کرده و به حکومت اصلی اش برگرداند . ولی متأسفانه فخرالدوله درباره قابوس ناسپاسی کرد و پس از به دست گرفتن زمام امور نه تنها به قابوس هیچ یاری نکرد ، که گرگان سرزمین قابوس را نیز به ابوالقاسم تاش که دشمن قابوس به شمار می آمد سپرد . با مرگ فخرالدوله سرگردانی قابوس تمام شد . به گرگان تاخت و آن حدود را بار دیگر به تصرف خویش در آورد .
دوره سوم ، پانزده سال طول کشید . در این دوره گیلان و چالوس و رویان را زیر تصرف خود درآورد . مقارن همین ایام سلطان محمود غزنوی قدرت و اعتباری کسب کرد و بر سرتاسر ایران دست یافت و قابوس با او از در دوستی درآمد و این دوستی تا زمانی که منتصر به قابوس پناهنده نشده بود دوام داشت . ولی پس از آن قابوس مورد سوء ظن محمود واقع گردید . از آنجا که منتصر برای قابوس نیز ناراحتی هایی به وجود آورد ، از گرگان رانده شد و بار دیگر رابطه قابوس و محمود رو به بهبود نهاد .
قابوس در سالهای آخر زندگی دچار تغییر اخلاق و بدبینی و تندخویی گردید ، چنانکه این امر باعث ریخته شدن خون بسیاری از بیگناهان گردید . بالاخره سپاهیان بر او شوریدند و دور منوچهر پسر قابوس جمع شدند و منوچهر پدر را راضی کرد که از سلطنت کناره گیری کند . لذا قابوس را پس از کناره گیری به قلعه چناشک در نزدیکی استرآباد فرستادند . مع الوصف چون سرداران وجود قابوس را مضر به حال عموم قلمداد نمودند او را در سال 375 هجری به قتل رساندند . برخی از مورخان بر این عقیده اند که قابوس در قلعه چناشک از شدت سرما درگذشت .
شمس المعالی قابوس بن وشمگیر – که نام او در گویش فارسی کاووس و در گویش عربی قابوس است و البته در متون قدیم ، بیشتر قابوس خوانده شده است - مشهورترین فرد خانواده زیاری بود . وی مردی بود کریم و دانشمند و ادب دوست و شاعرپرور ، و خود به فارسی و عربی اشعار زیادی سرود . علاوه بر این دربارش همیشه مأمن فضلا و دانشمندان و شعرا بود .
گنبد قابوس . بنایی که از هرار سال پیش تا کنون بر روی تپه خاکی خودنمایی می کند در عین سادگی یکی از غرورانگیزترین بناها است که نه تنها در خاک ایران بلکه در سرتاسر جهان اسلام شماخته شده است .
گرگان و طبرستان و گیلان که به خاطر راه های سخت وپایداری مردم سرسخت اش تا مدتها در برابر هجوم تازیان پایداری کرده بود ، مظاهر شکوه و عظمت معماری اصیل ایران را در خود نگه داشت و با روی کار آمدن شهریاران دیلمی آل زیار و آل بویه باز در سرتاسر ایرانِ آن روز جلوه گر شد و سبک زیبای رازی ]و منسوب به ری[ را در معماری اسلامی ایران پدید آورد . یکی از بهترین نمونه های این سبک که در عین سادگی دارای شکوه و نظم شاهانه ای است و آجرکاری ها و تناسبهای نغزی دارد ، همین گنبد قابوس است .
مشخصات برج قابوس . تپه ای که پای بست بنا بر آن نهاده شده و اکنون در حدود 15 متر ریشه دارد ، خود تپه ای باستانی است . پای بست بنا استوانه کوتاه گردی است که با آجر نمادار ساخته شده و از کاوش هایی در پیرامون آن شده بر می آید که در آغاز پره هایی در پیرامون خود داشته که متاسفانه گذشت صدها سال اثر آن را یکباره محو کرده است . درون این پای بست – مانند برج های آرامگاهی دیگر – سردابی بوده است که پا کار طاق آن هنوز بر جای است . ولی کاوشهای پیاپی کاوشگرانی که در پی یافتن گنج به جان این پیر کهنسال و محتشم افتاده اند آثاری از کف آن به جای نگذاشته است و نیز چون پی سازی بنا تا زمین سخت همچنان با آجر و مصالح مشابه خود بنا انجام گرفته ، بازسازی آن میسر نیست . از حدود پی بنا پای بست میله برج با طرحی ده پر آغاز شده و تا ارتفاع 37 متر که به زیر گنبد می رسد با آجر ساده بسیار نغز و زیبا بالا رفته است . میان پره ها تا حدود کف بنا با کوهه ای آجری پر شده است (بجز در قسمت ورودی) دو کتیبه آجری کمربندوار بدنه برج را آرایش کرده است .
سطبری میل از پایین به بالا کاهش می یابد و در ارتفاع 37 متری گنبد رگ (مخروطی) بنای برج را تکمیل می کند . این گنبد که با آجرهای مخصوص دنباله دار کفچک مانند ساخته شده ، دوپوسته است . گنبد درونی (مانند سایر گنبدها) به شکل نیمه تخم مرغ و از آجر معمولی است و پوسته بیرونی به شکل رگ با آجر کفچکی روی آن ساخته شده و 18 متر بلندی دارد . در بدنه گنبد روزن کوچکی به ارتفاع 90/1 متر قرار دارد که پهنای آن از پایین به بالا به ترتیب 80 و 75 و 73 سانتیمتر است .
می گویند که پیکر ابوالمعالی در تابوتی بلورین جای داشته و از گنبد آویخته بوده است و هر بامدادان فروغ خورشید از روزنه گنبد بدان می تابیده است . اگر چه پیش از اسلام ، استودان های بزرگان را چنان می ساخته اند که دشمن به استخوانشان دسترسی نداشته باشد و این مطلب را در باره استودان انوشیروان به تفصیل گفته اند ، ولی با توجه به اینکه قابوس مسلمانی مؤمن بوده ، به نظر می رسد باید ریشه این کار را در سنت های دیگر جستجو کرد . در آغاز اسلام ، پیکر بزرگان ایران را چند روزی پس از مرگ به سقف می آویختند تا مردم با ایشان وداع کنند و سپس در آرامگاه ابدی شان به خاک می سپردند (چنان که در مورد صاحب بن عباد گفته اند پیش از آنکه جسد وی را برای دفن به اصفهان ببرند چند روزی تابوت وی را در سرای خودش از سقف آویخته بودند تا کسان وی و بزرگان با او وداع کنند) . می توان پنداشت که در روزهای نخست ، تابوت قابوس هم چنین وضعی داشته است .
- ارتفاع برج از سطح تپه 55 متر
- ارتفاع مخروط برج 18 متر
- ارتفاع استوانه برج از سطح تپه تا زیر مخروط برج 37 متر
- ارتفاع تپه از سطح زمین 15 متر
- ارتفاع برج از سطح زمین 70 متر
- محیط داخل گنبد 30 متر و 144 میلی متر
- محیط خارج گنبد 60 متر و 228 میلی متر
- تاریخ بنا 375 شمسی (397 هجری قمری)
ملاط برج . ملاط به کار رفته در گنبد یک نوع ساروج است که بر اساس مخلوطی از آهک و خاکستر و خاک رس و ماسه بادی ترکیب شده است و احتمالا در آن گِل جگن به عنوان عامل پیوند دهنده نیز به کار رفته است .
کتیبه های بنا . کتیبه ها در دو رشته یکی 8 متری بالای سطح تپه و دیگر زیر طره ی پیش آمده ی بالا قرار دارد . نوع نوشته ی کوفی کتیبه ها ساده است . حروف آن آرایشی ندارد . برجسته و خوانا می باشد و حاشیه دور آنها قاب مستطیل شکلی است از آجر .
متن کتیبه های بنا (در مقابل عبارت کتیبه که به عربی است ، ترجمه فارسی اش را آورده ایم) .
- بسم الله الرحمن الرحیم ( به نام خداوند بخشنده مهربان)
- هذا القصر العالی (این است کاخ عالی)
- الامیر شمس المعالی (امیر شمس المعالی)
- الامیر بن الامیر (امیر فرزند امیر)
- قابوس بن وشمگیر (قابوس فرزند وشمگیر)
- امر ببنائه فی حیاته (فرمان داد به بنای آن در زندگی خویش)
- سنه سبع و تسعین
- ثلثمائه قمریه (سال سیصد و نود و هفت قمری)
- و سنه خمس و سبعین
- ثلثمائه شمسیه (و سال سیصد و هفتاد و پنج شمسی)
تزئین سردرِ ورودی . دو رشته مقرنس کاری طاق نیم گنبدِ بالای سردرِ ورودی را آرایش نموده و پیوندی زیبا میان آستانه و برج ایجاد کرده است . این مقرنسها در عین سادگی در شمار نخستین مقرنس کاری هایی است که در بناهای ایرانی بعد از اسلام دیده می شود و در امر مطالعه این نوع تزئین در معماری ایران اسلامی در خور اهمیت است (راهنمای برج گنبد کاووس ، اداره فرهنگ و هنر گنبد کاووس ، گنبد ، چاپخانه ایران ، 2536شاهنشاهی ] 1356هجری شمسی[ )
