خرید بک لینک

ادب صنعتی

هروله بين انديشه ، ادب ، تاريخ ،  رسانه و ديگر چيزها

در ادب و انديشه ي سنايي غزنوي

بسم الله الرحمن الرحيم

در ادب و انديشه ي

سنايي غزنوي

دكتر محمد حسن صنعتي

1405 ش.

اشاره

سنايي غزنوي از جمله سخن پردازان سرآمدي است در ادبيات فارسي كه به نام حكيم شهرت يافته و انديشه اش براي بسياري از اهل نظر و تحقيق منبع و مرجع جستجوي حقيقت و معرفت بوده است . لذا مي طلبد كه در مقام يكي از محققان زبان و ادبيات فارسي مدتي در محضر او بنشينم و از خرمن معرفتش خوشه اي برچينم و احياناً هديه احباب را ، از آنچه در مي يابم وجيزه اي فراهم نمايم .

سنايي كه مي خوانيم بهتر است بدانيم فسطات و دميات دو جا در مملكت مصرند ، مثلاً . و مجموعه ديگري از دانستني ها در لفظ و معني تازه . بساخته ام : آماده كرده ام . اَكحل : رگ ميانگي دست . و چيزهايي در باره ي هفت اندام ، ميزاب البدن و نهرالبدن ، و حيات و مطلق رگ . يا قيفال يعني رگي در سر . فرهنج : ادب . آهنج : راندن . خَو كردن : گياه خودرو را درو كردن . مسلول : بركشيده . عِصابه : دستارِ سر . پرماسيدن يعني دانستن ، شناختن. اين بمان : رها كن. كاژ همان كلاژ و كلاج است و به معني لوچ ، احول ؛ دوبين و هم كسي كه چشم هايش تا به تا ست . فخ : دام ، تله . نفايه يعني بي ارزش . استنبه : هر چيز زشت . ضرير : كور . وجيه فقط به معني آدمِ باقدر و منزلت نيست . به معني دانا هم هست . يافه دراي : ياوه گو . حاجز يعني سد يعني مانع . مِكاس : چانه . فعل امرِ بِسته ، از ستهيدن و ستيهيدن و ستيزيدن مي آيد . رأس مال همان رأس المال است ؛ كه سرمايه باشد و لابد "سر" نظير رأس است و "مايه" مقارن مال . "كِخ كِخ" بايد نوعي اسم صوت باشد براي آواز يا صداي خنده . ليف يعني پَست . و احتمالاً وقتي مي گوييم : " فلاني ليف كرده مي گويد من نمي آيم " ، يعني خودش را پخشِ زمين و پستِ زمين كرده و چسبانده به زمين . خَنج : سود ، نفع ، حاصل . هنري يعني پاك شدن . صدق : نيزه ي دورويه صاف ... و اينكه اينها بعضي در معني قاموسي اند و بعضي معني اصطلاحي و بعضي هر دو .

اگر هم قبلاً در اين الفاظ و معاني دقيق نشده ايم ، سنايي كه بخوانيم به صدها نكته از خرمن خرد و حكمت و معرفت دست پيدا مي كنيم .

مقدمه

كنيه سنايي ابوالمجد است و در دوره غزنوي زيسته . شرح سرگذشتش تا حدودي شبيه ناصر خسرو است . يعني در آغاز ، راهِ دربار را پيموده است . سنايي به دربار غزنوي راه مي يابد و پس از مدتي كه به مدح سلاطين اشتغال داشت – علي ما نُقِل - در اثر برخوردي معنوي با يك شيخ صوفي به نام " لايه خوار" تغيير مسير يافته و سپس مدح و ثنا را ننگ شمرده . از كساني كه سنايي او را مدح گفته ، يكي مسعود بن ابراهيم است ، و بعد يمين الدوله بهرامشاه پسر مسعود است . از شعرهاي مشهور او در تذكره ها اين بيت است :

من نه مرد زن و زر و جاهم

بخدا گر كنم وگر خواهم

ور تو تاجي دهي ز احسانم

بسر تو كه تاج نستانم

بهرامشاه غزنوي مي خواست خواهرش را به تزويج سنايي در بياورد كه او قبول نكرد.

در آثار سنايي مشكلات فراواني وجود دارد . او اولين شاعري است كه به طور گسترده معارف ديني را در شعر به كار برده . سنايي از پيشتازان عطار و مولوي است و آثار او سرمشق اين دو شاعر بزرگ بوده است . مثنوي معنوي چيزي جز گسترش حديقه نيست . مولوي گويد :

تركجوشي كرده ام من نيم خام

از حكيم غزنوي بشنو تمام

در الهي نامه گويد شرح اين

آن حكيم غيب و فخرالمؤمنين

يا مي گويد :

عطار روح بود و سنايي دو چشم او

ما هم پي سنايي و عطار مي رويم

سردمدار ادبيات عرفاني ، ديني و صوفيانه سنايي است . شاعر بزرگي است و ما او را در سبك عراقي مي شناسيم . اصطلاحات عرفاني در شعر سنايي فراوان به كار رفته :

چون بدو باقي شديم از بود خود فاني شديم

چون بدو دانا شديم آنگه زخود نادان شويم

بو كه هر تيري كه از ميدان حكم آيد به ما

هديه جان سازيم وانگه سوي آن پيمان شويم

تولدش در اواخر قرن پنجم و اول قرن ششم است منتهي وفاتش در 545 ق. است . سفري به حج رفته . به بلخ و سرخس و اراك و نيشابور سفر كرده و در 518 به غزنين برگشته . وضع مالي زياد خوبي نداشته و تا آخر عمر در غزنه بوده است . وقتي به غزنه بر مي گشته ، حتي مخارج روزانه هم نداشته . خواجه احمد مسعود ، بزرگ غزنه ، در مقابل جمع آوري ديوان به او خانه مي دهد .

قصايد سنايي را با انديشه حكيمانه مي بينيم ؛ مردي ، خرسندي ، بلند همتي و قناعت از جمله مفاهيم مورد توجه سنايي اند . از اين جهت هم مثل ناصر خسرو است . در هزل ها هم حكيمانه وارد شده . خود گفته :

هزل من هزل نيست تعليم است

بيت من بيت نيست اقليم است

دو شاعر بزرگ حديقه را سرمشق كرده اند ؛ نظامي و مولانا . حديقه در 10 باب تنظيم شده . باب اول در تقديس خداوند . باب دوم در مدح نبي و آل نبي . باب سوم در باره عقل ، باب چهارم در فضيلت علم ، باب پنجم در غفلت ، باب ششم در صفت افلاك و بروج ، باب هفتم حكم و امثال ، باب هشتم محبت و عشق ، باب نهم در احوال فرد ، و باب دهم مدح بهرامشاه .

در تفاوت حديقه با طريق التحقيق – به عنوان دو اثر از سنايي - بايد گفت حديقه در 10 هزار بيت است و طريق در 1000 بيت . حديقه در 525 و طريق در 528 هجري قمري تأليف شده . در حديقه و طريق ، مسائل حِكمي ، فلسفي ، عرفاني ، اخلاقي و ديني به شدت مطرح است ؛ با اين توجه كه در كتاب طريق احساسات ، تلطيف بيشتري دارد . سنايي در حديقه زباني تند دارد . در سرزنش يا بدگويي به جهل تند سخن گفته . در حديقه لسان استادي دارد ولي در طريق مانند پدر يا پدربزرگ است .

سيرالعباد اثر ديگري از سنايي 500 بيت بيشتر نيست . اساس اش تمثيل است و اخلاقي مي باشد . در آغاز لغزي به نام "باد" دارد (اهلي هم شعري با محورهاي شمع ، پروانه ، فانوس و باد دارد ) . بدون تحميد شروع شده . در باره روح نامي و كيواني بحث كرده . تخلص كتاب به نام محمد بن مقصود است . او بزرگي است كه رساله به نام او ختم شده . در تفكر سنايي تحول بسيار پيدا شده . مثل ناصر خسرو (تقريباً) مداح خوشگذراني بوده كه حكيم شده ؛ تفاوت سبك و اسلوب سنايي براي هر خواننده اي تعجب آور است .

سنايي ديوان قصايد و غزليات هم دارد . قصايد 20 هزار بيت است و در واقع تحولات فكري ، دروني و اخلاقي او را مي شود از روي ديوان فهميد .

آثاري هم منسوب به او هستند : الف – عقل نامه ؛ ب – كارنامه بلخ ؛ ج – عشق نامه ؛ د – رساله (به نثر) . بين ابتدا و انتهاي رشد و نمو روحي و فكري سنايي تفاوت فكري و اخلاقي فراوان است .

در مذهب ، سنايي ابتدا از اهل سنت بوده . ولي در حديقه ، در مدح خاندان پيامبر و اهل بيت او ، داستانهايي مهجور آورده .

براي شرح احوالش مي توان رجوع كرد به تاريخ ادبيات دكتر شفق ، سخن و سخنوران استاد فروزانفر و تاريخ ادبيات دكتر صفا ( حديقه سنايي – جلسه اول ) .

برچسب: نویسنده: نرگس مرادی تاريخ: سه شنبه 16 تير 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی